من او را
دوست داشتم (آنا گاوالدا،1970)
نشر قطره
چاپ اول:1387
چاپ پنجم:
1390
کتابی بسیار
روان و دوست داشتنی که در برگیرنده مکالمات زنی( که شوهرش، او و دخترانش را ترک
کرده) با پدر شوهرش است.
گاوالدا
معتقد است در پس پرده زندگی شهری امروز، دنیایی از ناکامیها نهفته که کافی است
تنها به یکی از آنها فرصت بدهیم تا خودی نشان بدهند و درست همینجاست که دیگرهیچ
چیز زیبایی از زندگی باقی نمیماند.
خیلی ها
عقیده دارند که خانم گاوالدا این کتاب را بر اساس زندگی شخصی خودش نوشته چون
اون خودش هم در حالی که دو فرزند داشته از شوهرش طلاق گرفته و زندگی زناشویی بی
ثباتی داشته.

بخش هایی از
کتاب:
باید یک بار
به خاطر همه چیز گریه کرد . آن قدر که اشک ها خشک شوند ، باید این تن اندوهگین را
چلاند و بعد دفتر زندگی را ورق زد .
به
چیز دیگری فکر کرد . باید پاها را حرکت داد و همه چیز را از نو شروع کرد .
چه قدر باید
بگذرد تا آدمی بوی تن کسی را که دوست داشته از یاد ببرد ؟ و چه قدر باید بگذرد تا
بتوان دیگر او را دوست نداشت ؟
شهامت از آن
آنان است که خودشان را یک روز صبح در آینه نگاه می کنند و روشن و صریح این عبارت
را به خودشان می گویند ، فقط به خودشان : "آیا من حق اشتباه کردن دارم
؟" فقط همین چند واژه
...
شهامت
نگاه کردن به زندگی خود از رو به رو ... و هیچ هماهنگی و سازگاری در آن ندیدن .
شهامت همه چیز را شکستن ، همه چیز را زیر و رو کردن ...
شهامت
با خود رو به رو شدن . دست کم یک بار در زندگی . رو به رو با خود . تنها خود .
همین .
"حق
اشتباه" ترکیب بسیار کوچکی از واژه ها ، بخش کوچکی از یک جمله ، اما چه کسی
این حق را به تو خواهد داد؟ چه کسی جز خودت؟
آدمی همیشه
از غم و اندوه کسانی می گوید که می مانند ، اما تا به حال درباره آنان که می روند
فکر کرده ای ؟
ترجیح می دهم
تو امروز خیلی رنج بکشی تا این که همه عمرت ، همیشه کمی رنج بکشی. آدم هایی را
میبینم که کمی غمگین هستند. فقط کمی، اما همین خیلی کم کافی است تا همه چیز تباه
شود.
زندگی حتی
وقتی انکارش می کنی ، حتی وقتی نادیده اش می گیری ، حتی وقتی نمی خواهی اش از تو
قوی تر است . از هر چیز دیگری قوی تر است.